خدایا شکرت
از طرف نویسنده وبلاگ برگی از دفترچه ایام جناب ارسلان به یه بازی دعوت شدم:
اگه الان بهتون خبر بدن که ۲۴ساعت دیگه می میرید چیکار میکنید؟!
ضمن تشکر از این دوست عزیز اولش میخواستم مثل سایر دوستان دیگه به این موضوع فکر کنم و کارهام رو اولویت بندی کنم وبنویسم اما از اونجایی که تصمیم گرفتم به زندگی فکر کنم ومثبت اندیش باشم ومیگن هر چیزی رو که بهش فکر کنی وتجسم کنی اتفاق می افته از این کار صرفنظر کردم.
در حال حاضر اگه همچین خبری به من بدن از قانون راز استفاده میکنم و شروع میکنم به انکار این خبر ونوشتن جملات تاکیدی که این خبر حتما تغییر میکنه و در خیالم تصور میکنم که ۲۴ ساعت تموم شده واین خبر یه شوخی بوده ومن ۱۰۰سال دیگه زنده ام چون حالا حالاها کاردارم تو این دنیا!! میخوام درس بخونم رزیدنت بشم متخصص بشم و.........
خلاصه اینقدر رو زندگی و زنده موندنم تمرکز میکنم تا به واقعیت بپیونده!!
دیدید؟!
۲۴ساعت تموم شد ولی من هنوز زنده هستم
پ.ن: همکاران عزیز درسها خوب پیش میره ؟ لطفا منو بی خبر نذارید. من که از برنامه عقب افتادم اما انشاالله از فردا جبران میکنم!




