دلم زندگی میخواهد
بعد سالها دروازه دلم را گشوده ام و قفلش را شکستم و پنجره های رو به اسمانش را باز کردم ...دلم هوای تازه میخواهد.. عطر یاس ونرگس....نور گرما بخش خورشید....ابی اسمان.... صدای دل انگیزابشاران واوای سکر اور بلبلان ازاد بر شاخساران.
دلم یک دنیا ارامش میخواهد ..اسایش... امنیت... ثروت صلح ...صفا ...دوستی ..صمیمیت..سلامت.. خوشبختی..دلم عشق تازه میخواهد!
من ازهر انچه که غل و زنجیرم کرده بود خود را رها کردم و همه کسانی را که مرا به بند کشیده بودند بخشیدم و رها کردم تا به راه خویش روند و به سعادت برسند.
اکنون لبریز از عشق سرشارم وسرمست از زندگی!
اکنون به انتظار نشسته ام همه خوبیها و شادیها را .... همه خبرهای سر مست کننده را...بهار را... و الطاف بیکران الهی را............


.....بازی... بازی:حداقل ۵ ارزوی خود را در استانه سال نو بنویسید: اول خودم مینویسم!
۱-به شدت دلم میخواد یه تلفن غیر منتظره با یه دنیا خبر خوب داشته باشم
۲- با یه همسفر خوب به مسافرت برم
۳-ماشین بخرم
۴-محل زندگیم رو عوض کنم و مستقل بشم
۵- دلم میخواد سرشار از سلامت باشم و مرتب کلاس ورزش برم
۶- بالاخره یکی به دلم بشینه وازدواج کنم
۷-بدون زحمت رزیدنتی قبول بشم!
پ.ن: گل داوود ی .. دژاوو.... .دکتر البا...سپیده...ژاندارک ..جوراب خانومی...... بهشت خیال.. راوی..متو تروکسات...و دکتر مازیار رو به بازی دعوت میکنم!








