FIF09 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
ارزو  چاپ
تاریخ : شنبه 25 اسفند ماه سال 1386

دلم زندگی میخواهد

بعد سالها دروازه دلم را گشوده ام و قفلش را شکستم و پنجره های رو به اسمانش را باز کردم ...دلم هوای تازه میخواهد.. عطر یاس ونرگس....نور گرما بخش خورشید....ابی اسمان.... صدای دل انگیزابشاران واوای سکر اور بلبلان ازاد بر شاخساران.

دلم یک دنیا ارامش میخواهد ..اسایش... امنیت... ثروت صلح ...صفا ...دوستی ..صمیمیت..سلامت.. خوشبختی..دلم عشق تازه میخواهد!

من  ازهر انچه  که غل و زنجیرم کرده بود خود را رها کردم و همه کسانی را که مرا به بند کشیده بودند بخشیدم و رها کردم تا به راه خویش روند و به سعادت برسند.

اکنون لبریز از عشق سرشارم وسرمست از زندگی!

اکنون به انتظار نشسته ام همه خوبیها و شادیها را .... همه خبرهای سر مست کننده را...بهار را... و الطاف بیکران الهی را............

.....بازی... بازی:حداقل  ۵  ارزوی خود را در استانه سال نو بنویسید: اول خودم مینویسم!

۱-به شدت دلم میخواد یه تلفن غیر منتظره با یه دنیا خبر خوب داشته باشم

۲- با یه همسفر خوب به مسافرت برم

۳-ماشین بخرم

۴-محل زندگیم رو عوض کنم و مستقل بشم

۵- دلم میخواد سرشار از سلامت باشم و مرتب  کلاس ورزش برم 

۶- بالاخره یکی به دلم بشینه وازدواج کنم

۷-بدون زحمت رزیدنتی قبول بشم!

پ.ن: گل داوود ی .. دژاوو.... .دکتر البا...سپیده...ژاندارک ..جوراب خانومی...... بهشت خیال.. راوی..متو تروکسات...و دکتر مازیار رو به بازی دعوت میکنم!

 

 

تحول  چاپ
تاریخ : شنبه 18 اسفند ماه سال 1386

سال نو میشه

دریا عوض میشه

یعنی باید عوض بشه

لطفا این پست خاطرتون باشه که بعدا دریا زیر قولش نزنه

اعتراف  چاپ
تاریخ : شنبه 4 اسفند ماه سال 1386

من از طرف گل داوودی عزیز وجوراب خانومی دعوت به اعتراف شدم که چه کتابهایی رو نخونده رها کردم:

کلا خیلی اهل کتاب خوندن نیستم ومعمولا کتابهایی رو میخونم که ار قبل انتخاب کردم و در موردشون تعریفهای زیادی شنیدم کمتر پیش اومده کتابی رو نیمه کاره رها کنم.البته نا گفته نمونه گاهی وقتها که عجله داشتم بدونم اخر کتاب چی میشه چند صفحه ای رو جا گذاشتم 

تا اونجایی که یادمه کتاب جان شیفته رو کامل نخوندم اونهم چون کتاب امانت بود ونرسیدم سر موعد مقرر تمومش کنم!

ودیگه کتاب شوهر اهو خانوم بود که خوشم نیومد رهاش کردم

از کتابهایی که هیچوقت توفیق نداشتم کامل بخونم قرانه!! همیشه دلم میخواد که ترجمه رو تا اخر بخونم ها اما نمیدونم چرا نمیشه!!

اما امان از کتابهای درسی دانشگاهی که به یاد ندارم حتی یکیشو تا اخر خونده باشم 

واز کتابهایی که چندین بار خوندمشون کتاب بامداد خمار..دالان بهشت..و اسکارلته