من برای زنده بودن جستجوی تازه می خواهم
خالی ام از عشق و خاموشم های وهوی تازه میخواهم
خانه ام گلخانه سرد است رنگ وبوی تازه میخواهم
ای خدا..............................ای خدا
بی ارزو موندم ارزوی تازه میخواهم
عشق تازه حرف تازه قصه تازه کجاست
راه دور خانه تو در کجای قصه هاست
تا کجا باید سفر کرد تا کجا باید دوید
ار کجا باید گذر کرد تا به شهر تو رسید
ای خدا ............................ای خدا
بی ارزو موندم ارزوی تازه میخواهم
هر چی که میگذره بیشتر می فهمم که تو این دنیا فقط ادم خودش واسه خودش باقی می مونه ونباید از هیچکس کوچکترین توقعی داشته باشه حالا چه اون فرد پدرش باشه..مادرش..خواهرش...برادرش.. صمیمی ترین دوستش و یا حتی همسرش باشه!! ادم تنها به دنیا میاد وتنها از دنیا میره .. پس باید قبل از اطرافیان به فکر خودش باشه. این تنهایی که مونس واقعی وهمیشگی ادمه نه اطرافیان! هرچند که پذیرفتنش واسه من یکی خیلی سخته..من همیشه از تنهایی فرار کردم اما حالا باید یاد بگیرم که بهش عادت کنم وبیشتر از اینا هوای خودمو داشته باشم!
دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد






